تبليغاتX
نانوشته ها

نانوشته ها

 

بیق بیق!

من اردک ام

و این به تو هیچ ربطی نداره

با کدوم پَر ام عاشقت باشم!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 21:27  توسط رامین  | 

خودت بگو

پرنده های دریای سیاه دلتنگ تو اند

یا

جوجه اردک زشت زیر پیراهنم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 17:15  توسط رامین  | 

 

يك دسته سپيدار

از بالاي درختهاي زرد نگاه كن

من زير برگهاي نريخته منتظرت هستم

با استخوانهايي كه براي من نيست

با چشمي كه براي من نمي بينيد

و با قلبي كه

خيلي ساده

گمش كرده ام!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 21:34  توسط رامین  | 

 

از کوچه می گذرم

زنبوری میاد و رو دماغم میشینه.

یاد تو می افتم

که تو روزای ویز ویز

عسل دل و دماغم بودی!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 21:2  توسط رامین  | 

دارکوبی به درختی پلاستیکی نوک می زد.

دارکوب نگاهی به من کرد و گفت:

"دوست من! درخت هم درختهای قدیم!"

 

- از کتاب " آقای با کلاه آقای بی کلاه"

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 16:25  توسط رامین  | 

چشم تو رنگ عسل

 

هنوز از هرم تنت داره می سوزه تنم

از تو سبزه زار شده خاک خشک بدنم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 21:41  توسط رامین  | 

این هم

خدمت همه دوستان خانم لیلا نورزی می رسانم که ایشان به این آدرس نقل مکان کردند

http://leilanoroozi68.persianblog.ir/

پس دیگه لطفاْ نظرات ارزشمنداتان را نثار بنده نفرمایید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 22:21  توسط رامین  | 

 

بنده زرنگی کرده و وبلاگ حذف شده ی لیلا خانوم رو به اسم خودم ثبت کردم! 

تا بعد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 19:25  توسط رامین  |